Sunday, August 1, 1999

Yashar Ahad Saremi

______________


Frederic Edwin Church
_________________

یاشار احد صارمی

هومن نامه ۷ه


نگاهِ ماه که رعد می زد ه ه اسب های باران ه ه آسمان را پنهانی بردند
پاهایم را مورهای تاریک جویدند و شولایم
ه ه این طوری ه ه از شانه های شب افتاد روی شاخه های خیس

پنجره خاموش بود هومن
هوا ناآهو و کِنِس
کوچه ها می افتاد تووی دلم ( ترس اینبار از گردنم گرفت و گذاشتم تمام کند . فکرش را بکن حتی اینجا هم چشم هایم را بستم و گوش دادم به صدای خوشبو. حداقل هومن . حداقل! ) تمام شد !
ه
من پیوستم به این امواجِ هفت هشت هزار ساله
یادش بخیر آتشی که از کف دستم می نوشید و چقدر در باز می شد نه ؟
ه

..
چشم كه باز مي كنم
با خودم خودم نیستم و اینجا هیچکسی لبالب نیست و قُله را برده اند
مه آلود ساكتی شبيه تبریز
هر از چندگاهی پلك مي زنی نشسته بر شاخه ی درختی همزاد
من سنجابی كه احمقانه گردی گردويی را نمی توانم لمسش كنم
پاهايم را هومن پاهايم را ...
ه

از آن همه راههای بهشت
من و تو آن راه هندی را گرفتيم و دور زديم

داری به سيم هاي تلفن كه سویِ دخترِ پطر كبير مي روند نگاه می كنی ؟ه
به دخترت كه در باران آن شهرِ سرخ قو شده بود ؟ه

ياد پسرهايم مي افتم هومن
ياد مادر پسرهايم كه در منقار خدا به سوی سهند برده شد

صدای مرا مي شنوي ؟ه
مي خواهی برايت در اين گردو آب بياورم ؟ه
چقدر ترسناك مرا نگاه می كنی هومن
چقدر تاريك !ه


_________________


ihatemusic1943:

Царь Борис (1899)
Tsar Boris, Incidental Music to Aleksey Konstantinovich Tolstoy’s tragedy

Vasily Kalinnikov

  • Entr’acte to the second act

Evgeni Svetlanov & The USSR Symphony Orchestra
[Recorded in 1989]




___________

4 comments:

سرور جوان said...

حالا هی این شعر را باید خواند. نمی گویی شاید بترسیم یاشار؟ نمی گویی شاید تاریک روشن آب های جهان ما را بگیرد؟ حالا این شعر را باید هنوز خواند

آذر کیانی said...

حال و هوای شعر شبانه ست. اما چرای اینهمه شب به این شعر راه یافته، فکر کنم یخاطر اون مرزی ست که زمان دیروز و مکان امروز در اونجا رویاروی هم قرار گرفته اند و حال وهوای شاعر در این گیر ودار سروده آنجه که باید بسراید..ممنون.

مهتاب کرانشه said...

به نظرم شیوه ای تازه در کاراست با این دو شعر آخر شما آقای صارمی.این یک اتفاق تازه است.ممنون که شعرتان را خیلی دوست داشتم

مریم اسحاقی said...

سلام جناب یاشار
در شعرهاتان مثل همیشه دنیای متفاوتی را تجربه می کنم. چند باره می خوانم و لذتی مضاعف می برم. لحن شعرهاتان را دوست دارم. ممنون برای این ضیافت.