Thursday, January 1, 2009

Yashar Ahad Aarami

___________


Rain Song” poem by Badr Shaker Al-Sayyab

_____________ یاشار احد صارمی 

ترانه ای برایِ ابن السلام


فكر می كند نمی فهمم در صدايش ودكا ريخته
فكر مي كند آن خوابيده ی كبود كه تاريكی ، زمانش را پوشانده است منم
فكر می كند بال های من روي سيم های پوسيده ، كلاغ شده اند
فکر می کند زبان من چشم ندارد
فكر مي كند نمی شود توی پرتقالی نشست و دست بر زنخ نهاده پرنده ها را گوش کرد
فکر می کند وقتی که زنی از اینجا می گذشت اینجا نمی گذشت
فكر می كند ديوانه ای ديگر نانِ يك شنبه اش را اين طوری خوشمزه مي كند
فکر می کند من حالا توویِ این مکث نیستم
فكر می كند شاعرها بی خودي سينه سرخ مي شوند
فكر می كند سقوط كلاغ نمی تواند روييدن مست كوكناری باشد
پرتقال را كه می کَند فكر می كند فقط يك شكل نارنجی رنگ را چيده
فکر می کند نمی تواند این طوری دوباره از این گوشه بتابد



____________



___

3 comments:

لیلا said...

فکر می کند بالهای من روی سیمهای پوسیده، کلاغ شده اند. خیلی یاشاری ست. و یادم می ماند که هر شکل نارنجی پرتقال نیست و هر پرتقالی، نارنجی...کلاغ بمان

آذر کیانی said...

سلام بر یاشار عزیز. با (فکر میکند ..بازیهای قشنگی کردی اگرچه شعر طوری آدم رو بجلو میبرد که اصلا به این بازیها فکرنمیکنی خلاصه تو این شعر کلی زندگی کردی یاشار ... خیلی قشنگ است اگرچه سطر آخر کلا خودش یک شعر است چون خیلی رندانه سروده شده .ممنون

محمد شهبازی پویا said...

سلام
شعر خوبی از یاشار خواندم

فکر می کند بالهای من روی سیمهای پوسیده کلاغ شده اند
تصویری که دراین سطرهاست تصویرهای ثابتی نیست بلکه دینامیک...
ومی خواهد درذهن حالتی ازپرتاب ایجاد کند

البته دوباره می خوانم و حرف های دیگری