Pirayeh Yaghmaii
___________________

Ben Cauchi - Dead Arm -2006
___________________
پيرايه يغمايی
مرگ . . . ه
همواره،ه
پيرمردی گرانگوش و بلعنده،ه
با قامتش خمیده و بلند
در کوچه ها پرسه می زند .ه
ه(مادر بزرگم نیز او را دیده بود.)ه
شامگاهان،ه
سایه ای است وهم انگیز
و در غربت هر سایه ای د یگر
ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه سر گردان
روز گم در هیاهو .
و شب،ه
دارکوب ستیزه گر گام هایش،ه
سکوت را
ه ه ه ه ه قطعه
ه ه ه ه ه قطعه
ه ه ه ه می کند .ه
من نگاه گربه وار او را بارها
به روی خویش خیره د یده ام
ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه بارها. . .ه
و نفس هایش را
به پشتگاه گردن فرو رفته ام،ه
ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه يافته ام
می توانم گفت
ه(هنگامی که او را نمی بینم حتا )ه
دهانش،ه
غار بی انتهایی است
که واژه ای،ه
جز خداحافظی نمی شناسد.ه
پيرمردی گرانگوش و بلعنده،ه
با قامتش خمیده و بلند
در کوچه ها پرسه می زند .ه
ه(مادر بزرگم نیز او را دیده بود.)ه
شامگاهان،ه
سایه ای است وهم انگیز
و در غربت هر سایه ای د یگر
ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه سر گردان
روز گم در هیاهو .
و شب،ه
دارکوب ستیزه گر گام هایش،ه
سکوت را
ه ه ه ه ه قطعه
ه ه ه ه ه قطعه
ه ه ه ه می کند .ه
من نگاه گربه وار او را بارها
به روی خویش خیره د یده ام
ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه بارها. . .ه
و نفس هایش را
به پشتگاه گردن فرو رفته ام،ه
ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه يافته ام
می توانم گفت
ه(هنگامی که او را نمی بینم حتا )ه
دهانش،ه
غار بی انتهایی است
که واژه ای،ه
جز خداحافظی نمی شناسد.ه
___
___
1 comment:
این شعر از نظر زبان منو یاد کارهای ترجمه می ندازه.کارهایی قدیمی
Post a Comment