Wednesday, December 1, 2010

Yashar Ahad Saremi

__________________



یآ شآر احد صآرِمی
__________________

کامندآم




هوایی هوایی ه ه ه با هو و هوا هووی کامندام
و شما پُرِ پُر با پرنده های عودی در تنم

زبان اینجا را تزریق می کند به درندشتی عجیب عجیب
نامرئی ها با دامن و پیراهنِ او سوسو ه ه ه دست ها با چشم و گوش های آتش
مزه ی بنفش ماه که چکه چکه می چکد ازه ه ه از زبانه های گیج می سوسوزم

ه - آمده ای ؟ تویی ؟ خواب می بینم ؟ ( چه گیسوان سیتاری ! ه ه حالا یادم آمدم چرا هستم ؟ه ه صدای چشم هایش را می شنوید ازاین خش خش ها ؟ سرم گیج می رود با دامندامِ تن تننی )ه
دورنمایِ سبزِ کاشکند ه ه ه به خدا هوایم مکاشفه دارد ه ه ه انگار کمی تن تننم

روی تیغ خوابش را می بینم ه ه ه تشنه ام ه ه می درخشم اینجا
از گرد راه چند درخت
ه ه با شاخ و شاخه های آتش وُ خطوطِ شاد
کسی دستش را به آسمان می کوبد
ه ه ه شیرهای سیاه ه ه سیاه می پاشد هوا و فوج فوج قوچ های سنگی از پس و پشت
ه - اینجا کی اینجا افتاد ؟ این لحظه وجود دارد معشوق؟ ( می خندد ...)
شما ندیده اید اوق را
ه ه ه فقط دارید از شادی رعد و برق می زنید...ه

ای جثه ی سروش که می کشانی ام از سایه ام بیرون و می رویم
ه - کجا می رویم نپرسم ؟ دستت را بگیرم ؟ آنها را می شناسم ؟ رسیده ایم ؟(چرا همه جا سطرها این طوری همدیگر را بغل می کنند ؟ چرا کلمه ها بی رحمانه قشنگند؟ اینجا کی رنگی شد ؟)ه
دری نیمه باز با مضراب ها ه ه ه اینجای دلم کسی از دست می رود
ه- کسی خانه نیست ؟ه
ه- به خدا انگار کمی دهانم ه ه ه حالایم گوش دارد ه ه ه تکرار تکرار می بارد از

هوایی هوایی
ه ه ه با هو و هواهوی کام
هوای دام
فروزاتنی بود با پیچک های داستانی
ه ه ه ایوانش آمد اینجا نصب شده ه ه دیروقت ها معمولا کوچه را می فرستاد آن بالا بالاها ه ه هر وقت باد می وزید رنگ چشم هایش خاکستری می شد و آه می کشید ه ه خوابم را می نوشید ربط هایش شهر را مست می کرد و چه هوای گوش آلودی !ه
خواب هایش را که می پوشم همشهری ها مرا نمی بینند ( کی چشم های این شهر را به کلاغان داد ؟ کی دُم در آورد؟ )ه
شب بوی نا می دهد و فقط سایه ی چند پرنده ی عودی روی سیم ها
- یادش به خیر نه ؟
ه
شما خیلی زود با رودهای آینه رفتید ه ه ه ندیدید معشوق را ه ه ه روانِ شما شاد بادا !ه



____________

Img above :

Angra Mine, in the ancient Iranian and Zoroastrian mythology, the head of the forces of darkness, evil and death, the bitter enemy of Ahura Mazda, accompanied by a retinue of evil spirits. It spawned sorcery, sin, witchcraft, winter, death, poisonous snakes and insects, disease, old age and lost the first man Gayomarta. Usually, God did not act himself, and through his subordinates demonic forces? devs. It is because of his dark deeds the world has been divided into two opposing camps of good and evil.


____________


kelly thoma ~ ice tree


______

0 comments: