Azita Ghahreman
______________

Marc Chagall
____________________
آزیتا قهرمان
خروس ِ سن میکله
توی نقاشی شاگال سوار یک خروس خوشگل شدم
نوکش را بوسیدم ه ه گردنش را چسبیدم عاشقانه و ُرکاب زدم
توی راه ه ه سرش گرم تماشای کفش های زنانه
قوقولی قوقو با لحن آصف برخیا
خواند ن ِعجایب النسا
قلاده را ه ه در آوردم
حساس بود ه ه روی طعم ِ کنجد و نبات
ه ه تفاوت سعد و نحس ه ه قورباغه ها
با دیس پلو ه ه بحث فلسفی می کرد
تمام زن ها یک مار درازند در مضرب چهار
دلیله محتاله انده ه ماسه های گرمند و شاخه شاخه درخت بادامند.ه
توی بال چپش ه ه سوزن زدم
هی ! تندتر
تاجش را چرخاندم ه ه روشن نشد
پرو پتش را کندم ه ه بی فایده
ه ه خروس سر به هواه ه ه خون خورده و ملنگ ه ه چشمش به دکه های خنزر پنزری
شدم نقش هردو
ه ه سوار و مرکب ه ه استکان و نعلبکی ه ه نارنج و ترنج
دورم تمام وُ ه ه نوبت نبود
باید فرز پیچ اولین بهار پیاده می شدم
نوکش را بوسیدم ه ه گردنش را چسبیدم عاشقانه و ُرکاب زدم
توی راه ه ه سرش گرم تماشای کفش های زنانه
قوقولی قوقو با لحن آصف برخیا
خواند ن ِعجایب النسا
قلاده را ه ه در آوردم
حساس بود ه ه روی طعم ِ کنجد و نبات
ه ه تفاوت سعد و نحس ه ه قورباغه ها
با دیس پلو ه ه بحث فلسفی می کرد
تمام زن ها یک مار درازند در مضرب چهار
دلیله محتاله انده ه ماسه های گرمند و شاخه شاخه درخت بادامند.ه
توی بال چپش ه ه سوزن زدم
هی ! تندتر
تاجش را چرخاندم ه ه روشن نشد
پرو پتش را کندم ه ه بی فایده
ه ه خروس سر به هواه ه ه خون خورده و ملنگ ه ه چشمش به دکه های خنزر پنزری
شدم نقش هردو
ه ه سوار و مرکب ه ه استکان و نعلبکی ه ه نارنج و ترنج
دورم تمام وُ ه ه نوبت نبود
باید فرز پیچ اولین بهار پیاده می شدم
__________________


0 comments:
Post a Comment