Yashar Ahad Saremi
_______________
یاشار احد صارمی _______________________
سُرَخشان
و آن پایین زنی در برکه ها ی آینه ه ه ه شکوفه های موسیقی و آتش
دل در دل این کوزه ها نیست ه ه ه یکی بیاید از انگور و پاهای سیمابی بگوید ه ه ه بوی مستان نامرئی می آید از این راه
و من همان اتاقم ه ه تاریک و خنک!ه
بیا وُ حالا نخند با این شاخه های براق آلوچه ه ه ه بیا و سربه سرِ این چوب پنبه های سرخوش نگذار
این دامن جادویی چه قشنگ دُور گرفته است ه ه ه کجا می رود ؟ه
چرا چیزی نمی گویی ؟ ه ه ه حرف می کُشد آدم را ه نه ؟ه
حداقل بیا از سایه هایمان عکس بگیریم ه ه ه اینجای روز را به آن درخت روبرو نشان می دهم
ه - من هر بهار همین جا خودم را گم می کنم ه ه ه ترجمه اش طرلانی می شود زیر باران
ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه قیقاجِ سُرَخشان!ه
از دستم بگیرید ه ه ه بگیرید شیشه را از دستم
با پیچکی که خودش را می کِشد از شانه ام بالا
و جثه ی گل آلود فروردین ه ه ه از صدایم نمی شود پیدایم کرد ه ه ه راه و کلاهم امشب وُ بگذریم ...ه
ه - من هر بهار همین جا خاموش می شوم ه ه ه این کوچه باز پنهانی کجا می رود؟ه
ترس در حضورِ سایه های شش انگشتی ه ه ه سفرنامه یِ اسبِ آبنوس و لاله های جفتجو
ه - نگفتم آینه ها کلاه سرت می گذارنده ه ه می خواهند می خواهند؟ه
نگفتم اینها آدم های آهند؟ه
فرشته ی خواب آلودِ تو به گوشواره اش فکر می کند ه ه ه به دزدهایِ دریایی
از آنِ بهشت است تماشاه ه ه از آنِ چند منقار
پشت سرت را نگاه نکن ه ه با تقدیر می رویم
ه - تو یارمی ه ه می درخشی ه ه ه و من که دیگر من نیستم
از دستم بگیرید
شیشه را بگیرید از دستم .ه
دل در دل این کوزه ها نیست ه ه ه یکی بیاید از انگور و پاهای سیمابی بگوید ه ه ه بوی مستان نامرئی می آید از این راه
و من همان اتاقم ه ه تاریک و خنک!ه
بیا وُ حالا نخند با این شاخه های براق آلوچه ه ه ه بیا و سربه سرِ این چوب پنبه های سرخوش نگذار
این دامن جادویی چه قشنگ دُور گرفته است ه ه ه کجا می رود ؟ه
چرا چیزی نمی گویی ؟ ه ه ه حرف می کُشد آدم را ه نه ؟ه
حداقل بیا از سایه هایمان عکس بگیریم ه ه ه اینجای روز را به آن درخت روبرو نشان می دهم
ه - من هر بهار همین جا خودم را گم می کنم ه ه ه ترجمه اش طرلانی می شود زیر باران
ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه قیقاجِ سُرَخشان!ه
از دستم بگیرید ه ه ه بگیرید شیشه را از دستم
با پیچکی که خودش را می کِشد از شانه ام بالا
و جثه ی گل آلود فروردین ه ه ه از صدایم نمی شود پیدایم کرد ه ه ه راه و کلاهم امشب وُ بگذریم ...ه
ه - من هر بهار همین جا خاموش می شوم ه ه ه این کوچه باز پنهانی کجا می رود؟ه
ترس در حضورِ سایه های شش انگشتی ه ه ه سفرنامه یِ اسبِ آبنوس و لاله های جفتجو
ه - نگفتم آینه ها کلاه سرت می گذارنده ه ه می خواهند می خواهند؟ه
نگفتم اینها آدم های آهند؟ه
فرشته ی خواب آلودِ تو به گوشواره اش فکر می کند ه ه ه به دزدهایِ دریایی
از آنِ بهشت است تماشاه ه ه از آنِ چند منقار
پشت سرت را نگاه نکن ه ه با تقدیر می رویم
ه - تو یارمی ه ه می درخشی ه ه ه و من که دیگر من نیستم
از دستم بگیرید
شیشه را بگیرید از دستم .ه
_
Img above: Suspension. Late 16-early. 17. India, Dean. Gold, Kundan technique *, rubies, emeralds, diamonds, rock crystal; downside: engraving, niello; pearls.Amazingly, all this - a private collection belonging to the Sheikh and transferred them in 1983, the National Museum of Kuwait.
_____________________
__


0 comments:
Post a Comment