Azita Ghahreman
______________
آزیتا قهرمان_________________________
مونولوگ سایه بازی در تئاترپروانه ی نقره ای
این پیراهن سفید توست ه ه یا دامن سیاه من ؟ه
تو اصلا پیراهن سفید داشتی ه ه یا سیاه ؟ه
سیاه دامن تو بود ه ه یا من پیراهن!ه ه نداشتم ؟ه
اینجا هیچ دامنی ... نبود ؟ه ه مطمئنی ؟ه
روی دیوارسوراخ های ریزی برا ی شنیدن
شاهدی ندارم جز درختان گیج
وقتی حرف می زدیم زنی با دوچرخه از اینجا رد...! نشد ؟ه
شاید ابری سفید بود یا راسویی سیاه
آیا حیوانی به اسم ابر ه ه واقعا آبی است ؟ه
همان گربه است در ابعاد کوچک یا گفتگویی به قطع جیبی
هی تو!ه
از توی انگشت هایت به ما گوش می دهی ؟ه
کوک کرده ای نگاهت را در ردیف ماهور؟ه
پیراهنم از آنجا که تو ه ه سیاه است یا دامن ؟ه
وقتی دست تکان می دهی ه ه ه منظورت منم یا همه ؟ه
گفتی خواب هایم ه ه زشتند ؟ه
دنده هایم از عکس ه ه بیرون زده ؟ه
عصرها گاهی پیراهنم ه ه ندرتا شب ها سفید
با چشم های دوتا ه ه چتروبارانم ه ه اشتباست
پیراهنم سفیده ه ه دامنم سیاه ؟ه
شاهزاده دانمار کی ! لعنت به تو
روی سن نمایش امشب برهنه می خوابم
عینا اوفیلیاه ه ه روی آب
__________
تو اصلا پیراهن سفید داشتی ه ه یا سیاه ؟ه
سیاه دامن تو بود ه ه یا من پیراهن!ه ه نداشتم ؟ه
اینجا هیچ دامنی ... نبود ؟ه ه مطمئنی ؟ه
روی دیوارسوراخ های ریزی برا ی شنیدن
شاهدی ندارم جز درختان گیج
وقتی حرف می زدیم زنی با دوچرخه از اینجا رد...! نشد ؟ه
شاید ابری سفید بود یا راسویی سیاه
آیا حیوانی به اسم ابر ه ه واقعا آبی است ؟ه
همان گربه است در ابعاد کوچک یا گفتگویی به قطع جیبی
هی تو!ه
از توی انگشت هایت به ما گوش می دهی ؟ه
کوک کرده ای نگاهت را در ردیف ماهور؟ه
پیراهنم از آنجا که تو ه ه سیاه است یا دامن ؟ه
وقتی دست تکان می دهی ه ه ه منظورت منم یا همه ؟ه
گفتی خواب هایم ه ه زشتند ؟ه
دنده هایم از عکس ه ه بیرون زده ؟ه
عصرها گاهی پیراهنم ه ه ندرتا شب ها سفید
با چشم های دوتا ه ه چتروبارانم ه ه اشتباست
پیراهنم سفیده ه ه دامنم سیاه ؟ه
شاهزاده دانمار کی ! لعنت به تو
روی سن نمایش امشب برهنه می خوابم
عینا اوفیلیاه ه ه روی آب


0 comments:
Post a Comment